![]() |
![]() |
|
| گفتگوي ميان مسلمانان و مسيحيان |
|
نسب نامه ي حضرت عيسي عليه السلام در كدام اناجيل آمده است؟ براي حضرت عيسي عليه السلام يك نسب نامه در آغاز انجيل متي و نسب نامه اي ديگر در باب سوم انجيل لوقا يافت مي شود. توجيه اين دو نسب نامه ي مختلف يكي از مشكلات مفسران اناجيل است. منبع: آشنايي با اديان بزرگ /چاپ هفتم /بهار 1384/ص 130 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 22:15 توسط محمد هاشم نعمت الهي |
|
|
نظر مرقس و يوحنا در مورد محل تولد حضرت عيسي چيست؟ داستان تولد عيسي در آغاز هر يك از انجيل هاي متي و لوقا آمده است. مرقس و يوحنا كه داستان تولد را نياورده اند، از بيت لحم حرفي نمي زنند و فقط به ناصره اشاره مي كنند. (مرقس9:1 و يوحنا 45:1-46 ، رك : يوحنا 41:7 -42 ) منبع: آشنايي با اديان بزرگ /چاپ هفتم /بهار 1384/ص 129 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 22:14 توسط محمد هاشم نعمت الهي |
|
|
نام مادر حضرت عيسي چيست؟ به گفته ي اناجيل، مادرش مريم نامزد نجاري از شهر ناصره به نام يوسف بود. منبع: آشنايي با اديان بزرگ /چاپ هفتم /بهار 1384/ص 129 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 22:13 توسط محمد هاشم نعمت الهي |
|
|
داستان تولد حضرت عيسي ع به نقل از انجيل متي چيست؟ در انجيل متى مى خوانيم : (18) اما ولادت عيسى مسيح چنين بود كه چون مادرش مريم به يوسف نامزد شده بود، قبل از آنكه با هم آيند او را از روح القدس حامله يافتند (19) و شوهرش يوسف چون كه مردى صالح بود، نخواست او را عبرت نمايد؛ پس اراده نمود او را به پنهانى رها كند (20) اما چون او در اين چيزها تفكر مى كرد، ناگاه فرشته خداوند در خواب بر وى ظاهر شده گفت : ((اى يوسف پسر داود از گرفتن زن خويش مريم مترس زيرا كه آنچه در وى قرار گرفته است از روح القدس است (21) و او پسرى خواهد زائيد و نام او را عيسى خواهى نهاد زيرا كه او امت خويش را از گناهانشان خواهد رهانيد.)) (22) و اين همه براى آن واقع شد تا كلامى كه خداوند به زبان نبى گفته بود تمام گردد (23) كه اينك باكره آبستن شده ، پسرى خواهد زائيد و نام او را عمانوئيل خواهند خواند كه تفسيرش اين است : خدا با ما (24) پس چون يوسف از خواب بيدار شد چنان كه فرشته خداوند بدو امر كرده بود به عمل آورد و زن خويش را گرفت (25) و تا پسر نخستين خود را نزاييد، او را نشناخت و او را عيسى نام نهاد (متى 1:18-25). منبع: آشنايي با اديان بزرگ /چاپ هفتم /بهار 1384/ص 129و 130 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 22:12 توسط محمد هاشم نعمت الهي |
|
|
تاريخ دقيق تولد حضرت عيسي (ع )چه زماني بوده است؟ سال ولادت حضرت عيسى (ع) تقريبا آغاز تاريخ ميلادى است ، ولي محاسبات تاريخي نشان مي دهد كه اگر وي در زمان پادشاهاني متولد شده باشد كه نامشان به همين مناسبت در اناجيل آمده است ، اين تولد بايد 4 تا 8 سال قبل از مبدأ تاريخ ميلادي رخ داده باشد. منبع: آشنايي با اديان بزرگ /چاپ هفتم /بهار 1384/ص 129 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 22:11 توسط محمد هاشم نعمت الهي |
|
|
دليل اينكه متي و لوقا در اناجيل خود بيت لحم را محل تولد عيسي ذكر كرده اند چيست؟ بنيانگذار مسيحيت به نقل متى و لوقا، در بيت لحم زاده شد. اين شهر در هشت كيلومترى اورشليم واقع شده است و حدود هزار سال قبل از ميلاد، داوود پادشاه در آن به دنيا آمده و بزرگ شده بود.از آنجا موعود يهوديت بنا بود در بيت لحم زاده شود تا به داوود شباهت داشته باشد ،آن دو انجيل نويس تولد عيساي ناصري را به شهر مذكور كشانده اند. منبع: آشنايي با اديان بزرگ /چاپ هفتم /بهار 1384/ص 129 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 22:10 توسط محمد هاشم نعمت الهي |
|
|
عيسي (ع) در كجا متولد شد؟ بنيانگذار مسيحيت به نقل متى و لوقا، در بيت لحم زاده شد. اين شهر در هشت كيلومترى اورشليم واقع شده است و حدود هزار سال قبل از ميلاد، داوود پادشاه در آن به دنيا آمده و بزرگ شده بود. منبع: آشنايي با اديان بزرگ /چاپ هفتم /بهار 1384/ص 129 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 22:9 توسط محمد هاشم نعمت الهي |
|
|
آيا ترديد در وجود تاريخي حضرت عيسي (ع) مورد قبول ديگران نيز واقع شده است؟ دانشمندي به نام ولني در كتاب ويرانه هاي امپراطور به سال 1970 همين شك را ابراز كرده است . هنگامي كه ناپلئون در سال 1808 با يك نويسنده ي نامدار آلماني به نام ويلند ملاقات كرد در باره ي سياست يا جنگ چيزي از او نپرسيد، بلكه سوال كرد آيا وي به تاريخي بودن عيسي معتقد است يانه؟[i] منبع: آشنايي با اديان بزرگ /چاپ هفتم /بهار 1384/ص 129 [i] تاريخ تمدن ج 3 ، فصل 26.براي تحقيق بيشتر در اين مسئله رك: رابرتسون،آرچيپالد،عيسي:اسطوره يا تاريخ،ترجمه ي حسين توفيقي ، قم :مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب،1378. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 22:8 توسط محمد هاشم نعمت الهي |
|
|
عقل گرايان چه كساني هستند؟ پس از رايماروس، تني چند از نويسندگان برخاستند كه جز در نفي معجزات و گرايش به توضيح طبيعي ريشه هاي مسيحيت، وجوه اشتراكي با او نداشتند. بيشتر اين نويسندگان مشاغل دانشگاهي يا منصب هاي ديگر داشتند و هر حمله ي بنيادين بر ضد دين تثبيت شده را بر خلاف مصلحت خود مي دانستند، همه ي آنان اين فرض را تعقيب مي كردند كه اگر عناصر اعجاز آميز اناجيل كنار گذاشته شود يا به گونه اي توجيه گردد، باقيمانده ي آن را مي توان زيربناي زندگينامه ي معتبر عيسي قرار داد .در اين صورت مي توان عيسي را به عنوان يك آموزگار برجسته ي اخلاق براي جهان معاصر خود مطرح كرد. اين دسته از افراد را «عقل گرايان »(Rationalists) ناميدند، به معناي قديمي آن يعني كساني كه مي خواهند داستان هاي انجيل را عقلاني كنند. از آن زمان به بعد، اين اصطلاح معناي گسترده تر و ژرف تري به خود گرفته است. منبع: آشنايي با اديان بزرگ /چاپ هفتم /بهار 1384/ص 128 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 22:7 توسط محمد هاشم نعمت الهي |
|
|
چه كسي عقايد رايماروس را منتشر كرد؟ مخالفت علني با اعتقادات تثبيت شده (كليسا) ، حتي در قرن هجدهم چنان خطرناك بود كه حتي رايماروس ياراي نشر تحقيقات خود را در حيات خويش نداشت و فردي به نام لسينگ آنها را براي نخستين بار پس از مرگش به جهان عرضه كرد. منبع: آشنايي با اديان بزرگ /چاپ هفتم /بهار 1384/ص 128
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 22:4 توسط محمد هاشم نعمت الهي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ بر آن است تا در فضايي آرام ، عقلاني و منطقي به مناظره و گفتگو با برادران و خواهران مسيحي جوياي حق و حقيقت بپردازد.
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
پرسشهاي شما در مورد مسيحيت |
|
RSS
|